کد خبر : 20933 تاریخ : ۱۴۰۴ چهارشنبه ۲۸ اسفند - 17:37
واکاوی یک پرونده روایتی دیگر از حضورشرکت BAT (بریتیش امریکن توباکو ) در بازار دخانیات ایران

گزارش حاضر به چگونگی ورود شرکت BAT به بازار دخیانیات  ایران، استراتژی آن شرکت در ایران و نهایتا خروج آن شرکت از کشور می‌پردازد و چون گزارش حاصل یک کار پژوهشی است چارچوب‌های  روش تحقیق در علوم اجتماعی در آن رعایت شده و با حفظ همان قالب منتشر می‌شود.

 

۱. چکیده

مسئله و هدف:

شرکت بریتیش امریکن توباکو (BAT) پس از توافق با شرکت دخانیات ایران (ITC) در اوایل دهه هشتاد شمسی، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین بازیگران فراملی در بازار قانونی دخانیات ایران فعالیت خود را آغاز کرد. بااین‌حال، اسناد بین‌المللی و گزارش‌های سازمان جهانی بهداشت حاکی از آن است که این شرکت در دهه ۱۹۹۰ از قاچاق به‌عنوان استراتژی ورود به بازار ایران بهره برده بود. پژوهش حاضر با هدف بررسی این پرسش کلیدی طراحی شده است که آیا BAT پس از عقد قرارداد با ITC و تعهد به مبارزه با تجارت غیرقانونی، توانسته است زنجیره تأمین خود را به‌گونه‌ای کنترل کند که از انحراف محصولات به بازار سیاه جلوگیری نماید؟ و استراتژی موسوم به مبارزه با تجارت غیرقانونی (AIT) این شرکت تا چه اندازه واقعی و نتیجه‌بخش بوده است؟

روش‌شناسی:

این مطالعه با بهره‌گیری از مجموعه‌ای بی‌سابقه از ۱۵۰۰۰ سند داخلی BAT (مربوط به سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۴) که توسط یکی از کارکنان سابق واحد AIT افشا شده انجام شده است. از میان ۲۳۱ سند مرتبط با ایران، ۲۹ سند برای تحلیل نهایی انتخاب و یافته‌ها با استفاده از منابع عمومی (گزارش‌های وزارت دادگستری آمریکا، سازمان جهانی بهداشت، رسانه‌های معتبر و پایگاه‌های صنعت دخانیات) به صورت نظام‌مند تدوین شده است.

یافته‌ها:

اسناد افشاشده نشان می‌دهد که علی‌رغم توافق‌های رسمی با شرکت دخانیات ایران ( ITC) و سرمایه‌گذاری ۱۴ میلیون دلاری در تولید داخلی، محصولات BAT - به‌ویژه کالاهای معاف از حقوق گمرکی (Duty Free) - همچنان به بازار غیرقانونی ایران راه می‌یافته است. بر اساس برآورد داخلی BAT، سهم این شرکت از بازار غیرقانونی  محصولات دخانی  در شهریور ۱۳۸۸ حدود ۶/۷ درصد بوده است. استراتژی AIT شرکت عمدتاً بر تعامل سیستماتیک با مقامات دولتی، برگزاری کنفرانس‌ها و ارائه داده‌های بازار متمرکز بوده و هدف اصلی آن در اسناد داخلی «ساختن شهرت در حوزه مبارزه با قاچاق» توصیف شده است. این رویکرد با ضعف در کنترل ساختاری زنجیره تأمین، انعقاد قرارداد با توزیع‌کنندگان مستقر در مناطق آزاد (از جمله گروه العقیلی در قشم) و عدم سرمایه‌گذاری مؤثر در سامانه‌های رهگیری مستقل همراه بوده است. افزون‌براین، الگوی رفتار BAT در ایران شباهت قابل‌توجهی با پرونده نقض تحریم‌ها در کره شمالی (جریمه ۶۲۹ میلیون دلاری در ۲۰۲۳) دارد و نشان‌دهنده استمرار رویکرد «بازی دوگانه» در محیط‌های تحریمی است.

نتیجه‌گیری:

یافته‌ها آشکار می‌سازد که همکاری داوطلبانه شرکت‌های فراملی دخانی، حتی در قالب توافقات رسمی با نهادهای ملی، برای مهار تجارت غیرقانونی کافی نیست.   BAT در ایران بیش از آنکه معطوف به اصلاح انحرافات زنجیره تأمین باشد، ابزاری برای مشروعیت‌سازی و ارتقای جایگاه رقابتی شرکت بوده است. در مقابل، شرکت دخانیات ایران به‌رغم محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها و قدرت چانه‌زنی نامتوازن، با جذب سرمایه و انتقال فناوری تولید، نقشی محوری در حفظ بازار قانونی ایفا کرده است. برای جلوگیری از تکرار چنین الگوهایی، ایجاد سامانه رهگیری مستقل ملی، تقویت نظارت بر مناطق آزاد و کانال‌های معاف از حقوق گمرکی، و الزام به شفافیت در گزارش‌دهی جریان کالا و منابع مالی ضروری است.

 

۲. مقدمه

تجارت غیرقانونی محصولات دخانی یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی سیاست‌های کنترل دخانیات در سطح جهانی است. این پدیده افزون بر تضعیف درآمدهای مالیاتی دولت‌ها و تقویت شبکه‌های اقتصاد غیررسمی، به‌طور مستقیم سلامت عمومی را از طریق افزایش دسترسی به محصولات ارزان‌قیمت و فاقد هشدارهای بهداشتی به مخاطره می‌اندازد. در این میان، نقش شرکت‌های فراملی دخانی (TTCs) به‌عنوان تولیدکنندگان برندهای مسلط بر بازارهای قانونی و غیرقانونی، همواره موضوع بحث و بررسی بوده است. اسناد فاش‌شده در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ به‌روشنی نشان داد که بسیاری از این شرکت‌ها نه‌تنها از قاچاق محصولات خود آگاه بوده‌اند، بلکه در مواردی آن را به‌عنوان راهبردی حساب‌شده برای ورود به بازارهای بسته یا دور زدن محدودیت‌های تجاری به کار گرفته‌اند.

بازار ایران به‌دلیل جمعیت جوان، نرخ بالای مصرف دخانیات، و نیز قرار گرفتن در معرض تحریم‌های بین‌المللی طی چهار دهه گذشته، همواره یکی از اهداف راهبردی صنایع دخانی فراملی محسوب می‌شده است. گزارش‌های سازمان جهانی بهداشت در سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ به تفصیل نشان داد که شرکت بریتیش امریکن توباکو (BAT) و سایر شرکت‌های بزرگ در دهه ۱۹۹۰ با استفاده از شبکه‌های پیچیده توزیع و بهره‌گیری از مناطق آزاد تجاری (به‌ویژه جزیره کیش)، حجم قابل‌توجهی از محصولات خود را به‌صورت قاچاق وارد ایران می‌کرده‌اند. این روند نه‌تنها به انحصار شرکت دخانیات ایران (ITC) به‌عنوان نهاد رسمی واردات و تولید لطمه می‌زد، بلکه ایران را به یکی از بزرگ‌ترین بازارهای سیاه دخانی در منطقه تبدیل کرده بود.

در واکنش به این شرایط، دولت ایران در فاصله سال‌های ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۰ ممنوعیت واردات محصولات دخانی خارجی را لغو کرد و شرکت دخانیات ایران موظف شد برای ساماندهی بازار و کاهش انگیزه قاچاق، با تولیدکنندگان بزرگ جهانی وارد مذاکره شود. این تلاش‌ها در سال ۱۳۸۱ به امضای قراردادهای چهارگانه‌ای با شرکت‌های ریمتسما (آلمان)، بریتیش امریکن توباکو، ژاپن توباکو (JTI) و شرکت تنباکو و جینسینگ کره (KT&G) انجامید. به موجب این توافق‌ها، شرکت‌های مذکور مجاز به تولید داخلی یا واردات قانونی محصولات خود تحت نظارت(ITC) شرکت دخانیات ایران شدند و متعهد گردیدند در ازای بهره‌مندی از بازار رسمی، از هرگونه مشارکت در تجارت غیرقانونی اجتناب کنند.

بریتیش امریکن توباکو با سرمایه‌گذاری ۱۴ میلیون دلاری در تأسیسات ITC و آغاز تولید برند مونتانا در سال ۱۳۸۳، به‌سرعت خود را به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی بازار قانونی ایران تثبیت کرد. تأسیس شرکت تابعه BAT Pars در مهرماه ۱۳۸۲، تولید مشترک سیگار پال‌مال از سال ۱۳۸۹، و افزایش سهم بازار از ۸/۱۷ درصد در سال ۱۳۸۸ به ۴/۳۳ درصد در سال ۱۳۹۴، همگی نشان از یک راهبرد تهاجمی و موفق تجاری در شرایطی داشت که به‌قول مدیرعامل وقت BAT تنها خطر مهم، ریسک سیاسی فعالیت در آنجاست. این موفقیت تجاری در حالی رقم خورد که ایران همچنان زیر شدیدترین تحریم‌های مالی و بانکی ایالات متحده و اتحادیه اروپا قرار داشت و نقل‌وانتقال پول، تأمین مواد اولیه و لجستیک بین‌المللی با دشواری‌های روزافزونی مواجه بود.

بااین‌حال، تصویر همکاری بی‌عیب و نقص BAT با دولت ایران هرگز با واقعیت‌های میدانی بازار هم‌خوانی کامل نداشت. گزارش‌های غیررسمی و برخی تحقیقات پراکنده حاکی از آن بود که محصولات این شرکت - دست‌کم تا اوایل دهه ۱۳۹۰ همچنان در بازار غیرقانونی دخانیات ایران یافت می‌شد. همچنین رفتار این شرکت در سایر کشورهای تحت تحریم از جمله کره شمالی، روسیه، بلاروس و میانمار، این گمان را تقویت می‌کرد که BAT در عمل الگوی ثابتی را دنبال می‌کند: استفاده از همکاری رسمی برای کسب مشروعیت، هم‌زمان با بهره‌برداری از کانال‌های موازی و واسطه‌های منطقه‌ای برای حفظ یا گسترش سهم بازار، تا زمانی که هزینه انطباق با تحریم‌ها از منافعش فراتر رود. پرده‌برداری وزارت دادگستری ایالات متحده در آوریل ۲۰۲۳ از ادامه فعالیت مخفیانه BAT در کره شمالی تا سال ۲۰۱۷ و جریمه ۶۲۹ میلیون دلاری این شرکت، اعتبار ادعای «اولویت پایبندی به استانداردهای انطباق و اخلاق» را به چالش کشید و ضرورت بازبینی همه‌جانبه فعالیت‌های این شرکت در سایر کشورهای مشمول تحریم، از جمله ایران، را برجسته ساخت.

پژوهش پیشِ رو نخستین مطالعه‌ای است که با دسترسی به مجموعه‌ای بی‌سابقه از اسناد داخلی BAT (مربوط به سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۴) که توسط یکی از کارکنان پیشین این شرکت افشا شده، به واکاوی فعالیت‌های آن در ایران پس از توافق ۲۰۰۲ می‌پردازد. پرسش‌های محوری این پژوهش عبارت‌اند از:

۱. آیا BAT علی‌رغم تعهدات رسمی، پس از توافق با شرکت دخانیات ایران همچنان در زمره  بازیگران تجارت غیرقانونی محصولات دخانی در ایران قرار داشته است؟

۲. استراتژی موسوم به مبارزه با تجارت غیرقانونی (AIT)(Anti   illicit  trade) این شرکت تا چه اندازه مبتنی بر کنترل مؤثر زنجیره تأمین بوده و تا چه اندازه کارکردی شهرت‌محور و تجاری داشته است؟

۳. تعامل BAT با مقامات دولتی ایران در حوزه سیاست‌گذاری دخانی، به‌ویژه در چارچوب الزامات ماده ۵/۳ کنوانسیون کنترل دخانیات سازمان جهانی بهداشت (FCTC)، چه ویژگی‌ها و پیامدهایی داشته است؟

۴. شباهت‌ها و تفاوت‌های الگوی فعالیت BAT در ایران با پرونده  نقض تحریم‌ها در کره شمالی و سایر بازارهای تحریمی چیست و چه دلالت‌هایی برای رژیم‌های نظارتی ملی و بین‌المللی دارد؟

گزارش پیشِ رو در شش بخش ساماندهی شده است: پس از مقدمه، در بخش سوم روش‌شناسی تحقیق تشریح می‌شود. بخش چهارم به یافته‌های مستخرج از اسناد داخلی BAT اختصاص دارد و مدل کسب‌وکار، ابعاد مختلف تجارت غیرقانونی، استراتژی ضدقاچاق و تعامل با دولت را پوشش می‌دهد. در بخش پنجم، یافته‌ها در بستر وسیع‌تر تحریم‌ها و الگوی جهانی BAT تفسیر می‌شود. بخش ششم شامل بحث و تحلیل و نتیجه‌گیری و توصیه‌های سیاستی ارائه می‌شود.

 

۳. روش‌شناسی و گرد‌آوری داده ها

پژوهش حاضر از نوع مطالعات کیفی است که با بهره‌گیری از روش تحلیل مضمون (Thematic Analysis) و با اتخاذ رویکرد هرمنوتیک در تفسیر اسناد شرکتی، به واکاوی فعالیت‌های BAT در ایران طی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۴ می‌پردازد. این روش به دلیل توانایی در کشف لایه‌های پنهان معنایی و پیوند میان متن، زمینه و کنشگران، برای تحلیل اسناد محرمانه شرکت‌های فراملی به‌ویژه در حوزه صنعت دخانیات، رویکردی باسابقه و معتبر محسوب می‌شود.

داده‌های اولیه این مطالعه از مجموعه‌ای بی‌سابقه شامل حدود ۱۵۰۰۰ برگ سند داخلی شرکت بریتیش امریکن توباکو گردآوری شده است. این اسناد که بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۴ (۱۳۷۹ تا ۱۳۹۳) را پوشش می‌دهند، توسط یکی از کارکنان پیشین این شرکت که در واحد مبارزه با تجارت غیرقانونی (AIT) در مناطق آفریقا و خاورمیانه اشتغال داشته، افشا گردیده است. اصالت اسناد از طریق تطبیق با الگوهای نگارش شرکتی، ارجاعات داخلی، و نیز گزارش‌های سالانه BAT تأیید شده است.

پس از استقرار یک پلتفرم امن برای بازبینی اسناد، جستجوی نظام‌مند با کلیدواژه «Iran» انجام گرفت که به شناسایی ۲۳۱ سند مرتبط انجامید. در مرحله نخست، تمامی این اسناد مطالعه و از نظر ارتباط با موضوع پژوهش ارزیابی شدند. اسنادی که مستقیماً به فعالیت‌های BAT در ایران، استراتژی ضدقاچاق، روابط با شرکت دخانیات ایران (ITC) یا دیگر نهادهای دولتی، و نیز ارجاع به بازار غیرقانونی  کالای دخانی اشاره داشتند، به‌عنوان اسناد مرتبط در نظر گرفته شدند. پس از حذف موارد تکراری و اسناد فاقد محتوای تحلیلی یا توصیفی معنادار، در نهایت ۲۹ سند برای تحلیل عمیق انتخاب شد.

 

۴. یافته‌ها

۴-۱. مدل کسب‌وکار BAT در ایران و تعامل با مقامات

اسناد داخلی BAT نشان می‌دهد که مدل کسب‌وکار این شرکت در ایران بر سه رکن اصلی استوار بوده است: تولید داخلی مشارکتی، شبکه گسترده پیمانکاران و توزیع‌کنندگان، و استراتژی «تعامل سیستماتیک» با نهادهای دولتی. این مدل که از ابتدای دهه ۱۳۸۰ با امضای توافق‌نامه با شرکت دخانیات ایران (ITC) شکل گرفت، به‌تدریج BAT را به دومین شرکت بزرگ فراملی دخانی در ایران از نظر سهم بازار تبدیل کرد.

۴-۱-۱. تولید داخلی و مشارکت با ITC

پس از توافق ۲۰۰۲، BAT سرمایه‌گذاری ۱۴ میلیون دلاری را در یکی از تأسیسات تولیدی ITC آغاز کرد که از سال ۱۳۸۳ به تولید برند مونتانا (Montana) انجامید. این سرمایه‌گذاری نه‌تنها دسترسی BAT به بازار ایران را تضمین می‌کرد، بلکه از دیدگاه ITC نیز گامی برای جذب سرمایه، انتقال فناوری و تقویت تولید داخلی در برابر هجوم محصولات قاچاق محسوب می‌شد. در سال ۱۳۸۹، همکاری دو طرف با تولید مشترک سیگار پال‌مال (Pall Mall) گسترش یافت و BAT توانست سبد محصولات خود را متنوع‌تر کند.

بر اساس سندی مربوط به مهر ۱۳۹۰، مدیر کشوری BAT در ایران ضمن اشاره به «محیط کسب‌وکار بسیار پیچیده»، از «افزایش حجم فروش و سهم بازار» به‌عنوان دستاورد اصلی این همکاری یاد کرده است، طبق گزارش‌های منتشرشده، سهم BAT از بازار قانونی ایران از ۸/۱۷ درصد در سال ۱۳۸۸ به ۴/۳۳ درصد در سال ۱۳۹۴ افزایش یافت که با در نظر گرفتن محدودیت‌های تحریمی و فضای رقابتی، رشدی چشمگیر محسوب می‌شود.

۴-۱-۲. شبکه گسترده پیمانکاران و توزیع‌کنندگان

یکی از ویژگی‌های برجسته مدل عملیاتی BAT Pars، اتکای شدید به برون‌سپاری گسترده وظایف توزیع بود. بر اساس گزارش سالانه BAT در سال ۱۴۰۰، این شرکت در ایران به ۳۲۶ کارمند مستقیم، ۱۱۹۲ پیمانکار و ۵۴ نماینده فرعی متکی بود که محصولات را به عمده‌فروشان و خرده‌فروشان در سراسر کشور می‌رساندند.

اگرچه این ساختار مزایایی چون نفوذ سریع در بازار، کاهش هزینه‌های لجستیک و انعطاف‌پذیری عملیاتی را برای BAT به همراه داشت، اما آسیب‌پذیری زنجیره تأمین را نیز به‌شدت افزایش می‌داد. اسناد داخلی تصریح می‌کنند که بخشی از محصولات BAT - به‌ویژه محموله‌های معاف از حقوق گمرکی (Duty Free) - از مسیرهای رسمی منحرف و به بازار غیرقانونی راه می‌یافت. در سندی به تاریخ تیر ۱۳۸۹، واحد AIT منطقه خاورمیانه رسماً بر ضرورت «کاهش جریان محصولات منحرف‌شده BAT به‌ویژه محصولات Duty Free» تأکید کرده است.

۴-۱-۳. همکاری با شرکت‌های مستقر در مناطق آزاد تجاری

مناطق آزاد تجاری (FTZs) همواره یکی از کانال‌های اصلی انحراف کالا در صنعت دخانیات ایران بوده‌اند. اسناد داخلی BAT نشان می‌دهد که این شرکت علی‌رغم تجربه دهه ۱۹۹۰ در جزیره کیش، همچنان به همکاری با شرکت‌های مستقر در مناطق آزاد ادامه داده است. یکی از مهم‌ترین موارد، همکاری با گروه العقیلی در منطقه آزاد قشم بود BAT محصولات خود را برای توزیع در ایران و عراق در اختیار این گروه قرار می‌داد. روابط دو طرف در سال‌های ۱۳۸۵ (برای ایران) و ۱۳۸۶ (برای عراق) به‌طور رسمی قطع شد، اما نکته قابل تأمل آنکه در فروردین ۱۳۹۳، وزارت خزانه‌داری ایالات متحده سعید العقیلی و گروه العقیلی را به دلیل «حمایت از معاملات نفتی برای ایران در راستای دور زدن تحریم‌ها» در فهرست تحریم خود قرار داد. فروش BAT Pars به شرکت DTM ME FZE مستقر در منطقه آزاد امارات در سال ۱۴۰۰ نیز نشان می‌دهد که این الگوی همکاری با بازیگران مستقر در مناطق آزاد تا پایان حضور BAT در ایران تداوم داشته است.

۴-۱-۴. «تعامل سیستماتیک» با دولت: فراتر از یک رابطه تجاری معمول

شاید برجسته‌ترین مؤلفه مدل کسب‌وکار BAT در ایران، استراتژی موسوم به «تعامل سیستماتیک مستمر» با نهادهای دولتی و تنظیم‌گر باشد. اسناد داخلی به صراحت این تعاملات را فهرست کرده‌اند که شامل موارد زیر است:

ارتباط مستمر با شرکت دخانیات ایران (ITC) به‌عنوان شریک اصلی و ناظر بازار؛

همکاری با وزارت بازرگانی (پس از ۱۳۹۰: وزارت صنعت، معدن و تجارت) در زمینه تنظیم بازار و تعرفه‌ها؛

مشارکت فعال با ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز مستقر در نهاد ریاست‌جمهوری؛

برگزاری نشست‌های مشترک و دوره‌های آموزشی برای کارکنان گمرک و نیروی انتظامی؛

میزبانی کنفرانس‌های تخصصی با موضوع مبارزه با قاچاق در تهران؛

تأمین بودجه و اجرای کمپین‌های آگاهی‌بخشی برای خرده‌فروشان با همکاری مجمع امور صنفی ایران.

در نگاه نخست، این اقدامات نشان‌دهنده مسئولیت‌پذیری اجتماعی و همکاری سازنده با دولت ایران در راستای مهار تجارت غیرقانونی ارزیابی می‌شود. اما اسناد داخلی لایه‌های دیگری از این «تعامل سیستماتیک» را آشکار می‌سازند. در یک سند محرمانه از سال ۱۳۸۵، واحد AIT منطقه خاورمیانه تصریح می‌کند «نیاز به ایجاد اعتبار در حوزه AIT وجود دارد» و خواستار «تلاش‌های متمرکز بر شهرت و اعتبار» می‌شود،این عبارت‌ها آشکارا نشان می‌دهد که هدف بسیاری از تعاملات با مقامات ایرانی، نه صرفاً همکاری فنی برای کاهش قاچاق، بلکه ساخت برند BAT به‌عنوان یک «شریک مسئول» دولت و بهره‌گیری از این سرمایه نمادین برای پیشبرد منافع تجاری بوده است.

۴-۲. تداوم حضور محصولات BAT در بازار غیرقانونی؛ انحراف از زنجیره رسمی تا بازار سیاه

یکی از مهم‌ترین و در عین حال چالش‌برانگیزترین یافته‌های اسناد افشاشده، استمرار حضور محصولات اصیل BAT در بازار غیرقانونی محصولات دخانی ایران، حتی سال‌ها پس از امضای توافقنامه ۲۰۰۲ و تعهد رسمی این شرکت به مهار قاچاق است. این یافته نه‌تنها روایت رسمی BAT مبنی بر «توقف کامل مشارکت در تجارت غیرقانونی پس از ورود قانونی» را به چالش می‌کشد، بلکه پرسش‌های جدی درباره میزان کنترل این شرکت بر زنجیره تأمین خود و نیز اهداف واقعی استراتژی AIT مطرح می‌سازد.

۴-۲-۱. تصویر بازار غیرقانونی ایران از نگاه اسناد داخلی BAT

اسناد داخلی BAT تصویر روشنی از ساختار بازار غیرقانونی محصولات دخانی ایران در بازه سالهای ۱۳۸۸-۱۳۸۹          (۲۰۰۹-۲۰۱۰) ارائه می‌دهند. بر اساس سندی به تاریخ اردیبهشت ۱۳۸۹، واحد AIT منطقه خاورمیانه صریحاً اذعان می‌کند: «تجارت غیرقانونی در ایران همچنان یک مشکل بزرگ است. به نقل از این سند برندهای اصلی حاضر در بازار غیرقانونی را چنین فهرست می‌کند:

محصولات شرکت تنباکو و جینسینگ کره (KT&G) با برندهای اِسه (Esse) و پاین (Pine)؛

محصولات فیلیپ موریس (PMI) به‌ویژه مارلبرو (Marlboro)؛

محصولات ژاپن توباکو (JTI) با برند وینستون (Winston) ؛

محصولات منحرف‌شده BAT.

نکته حائز اهمیت آنکه در این اسناد، محصولات تقلبی سهم بسیار ناچیزی از بازار غیرقانونی را به خود اختصاص داده‌اند. بر اساس برآوردهای داخلی BAT، سهم محصولات تقلبی از کل مصرف غیرقانونی سیگار در ایران در سال ۱۳۸۸ تنها ۹/۲ درصد (معادل ۲۶۰ میلیون نخ) و در سال ۱۳۸۹ حدود ۳٪ (معادل ۴۴۰ میلیون نخ) بوده است. این در حالی است که بخش عمده  ITT   را محصولات اصلی و اصیل شرکت‌های فراملی تشکیل می‌داده‌اند. این یافته، تضادی آشکار با گفتمان عمومی صنعت دخانیات دارد که همواره تلاش کرده است تجارت غیرقانونی را عمدتاً به کالاهای تقلبی یا برندهای ارزان‌قیمت بدون مجوز نسبت دهد.

۴-۲-۲. کانال‌های اصلی انحراف Duty Free و مناطق آزاد تجاری

اسناد داخلی BAT دو کانال اصلی را برای انحراف محصولات به بازار غیرقانونی ایران شناسایی می‌کنند:

۱. محصولات معاف از حقوق گمرکی (Duty Free):

محصولات Duty Free به دلیل معافیت مالیاتی و گمرکی، قیمت تمام‌شده پایین‌تری دارند و در صورت انحراف به بازار داخلی، حاشیه سود بالایی برای واسطه‌ها ایجاد می‌کنند. اسناد BAT نشان می‌دهد که واحد مسئول فروش Duty Free این شرکت، یکی از منابع اصلی محصولات منحرف‌شده به بازار ایران و عراق بوده است. در سندی به تاریخ تیر ۱۳۸۹، واحد AIT بر ضرورت «هماهنگی با BAT عراق برای کاهش انحراف محصولات تأکید کرده است. این عبارت نشان می‌دهد که انحراف صرفاً محدود به بازار ایران نبوده و بازار عراق نیز با همین مسئله مواجه بوده است.

۲. مناطق آزاد تجاری (FTZs):

اسناد داخلی BAT حکایت از تداوم الگوی دهه ۱۹۹۰ در استفاده از مناطق آزاد به‌عنوان کانال ورود غیررسمی به بازار ایران دارد  همکاری با گروه العقیلی در منطقه آزاد قشم مهم‌ترین مصداق این الگو در بازه زمانی مورد بررسی است. اگرچه BAT مدعی است روابط خود با العقیلی را در آبان ۱۳۸۵ (برای ایران) و اسفند ۱۳۸۶ (برای عراق) قطع کرده است، اما اسناد مربوط به سال‌های بعد نیز همچنان حاوی ارجاع به ضرورت کنترل انحراف محصولات به ایران است. افزون‌براین، فروش BAT Pars در سال ۱۴۰۰ به شرکت DTM ME FZE (مستقر در منطقه آزاد امارات) نشان می‌دهد که مناطق آزاد تا پایان حضور BAT در ایران، بخشی جدایی‌ناپذیر از مدل کسب‌وکار این شرکت در خاورمیانه بوده‌اند.

۴-۲-۳. کنترل ضعیف بر زنجیره تأمین؛ از اقرار داخلی تا تأیید قضایی

اسناد داخلی BAT و نیز منابع قضایی مستقل نشان می‌دهد که ضعف در کنترل زنجیره تأمین، محدود به ایران نبوده و یک مسئله ساختاری در سطح جهانی است. مهم‌ترین سند در این زمینه، پرونده هیئت حل اختلاف مالیاتی بریتانیا (UKFTT) در سال ۲۰۱۷ است. این پرونده که به جریمه ۶۵۰ هزار پوندی BAT به دلیل عرضه بیش از حد محصولات به بازارهای بنلوکس (بلژیک، هلند و لوکزامبورگ) انجامید، حاوی افشاگری مهمی است:  بازرسان گمرک و درآمد بریتانیا (HMRC) پس از بررسی واحدهای داخلی AIT شرکت به این نتیجه رسیدند که BAT درباره قاچاق محصولات اصلی خود تحقیق نکرده و «محصولات اصلی را که از خارج به بریتانیا قاچاق می‌شوند، حوزه نگرانی مشروع خود تلقی نمی‌کند»

این یافته قضایی، به‌روشنی نشان می‌دهد که ضعف کنترل BAT بر زنجیره تأمین، نه یک استثنا و محدود به ایران، بلکه بخشی از فرهنگ سازمانی و الگوی مدیریت ریسک این شرکت است. در چنین الگویی، محصولات منحرف‌شده تا زمانی که به قیمت‌فروش کارخانه به شرکت بازگردانده شوند (یا شرکت سهم خود را از فروش اولیه دریافت کرده باشد)، اساساً به‌عنوان «مسئله» تعریف نمی‌شوند.

۴-۳. اقدامات AIT در ایران؛ فهرستی از «تعامل سیستماتیک»

اسناد داخلی BAT فهرست مفصلی از اقدامات واحد AIT در ایران ارائه می‌دهند. بر اساس یادداشتی به تاریخ تیر ۱۳۸۹ (ژوئیه ۲۰۱۰)، «اقدامات تاکنون» توسط BAT Pars و دفتر منطقه‌ای خاورمیانه شامل موارد زیر بوده است:

صریح‌ترین سند در افشای ماهیت واقعی استراتژی AIT شرکت BAT، یادداشتی به تاریخ ۱۳۸۵ (۲۰۰۶) است که در آن واحد AIT منطقه خاورمیانه تأکید می‌کند:  «نیاز به ایجاد اعتبار در حوزه AIT وجود دارد» و خواستار »تلاش‌های متمرکز بر شهرت و اعتبار» می‌شود این  عبارت‌ها نشان می‌دهد که مخاطب اصلی فعالیت‌های AIT نه زنجیره تأمین و نه بازار غیرقانونی، بلکه دولت و افکار عمومی بوده است.

۴-۴. تعامل با مقامات ایران و ماده ۵/۳ کنوانسیون FCTC

کنوانسیون چارچوب کنترل دخانیات سازمان جهانی بهداشت (WHO FCTC) که ایران در سال ۱۳۸۴ به آن پیوست، در ماده ۵/۳ و دستورالعمل‌های اجرایی آن، دولت‌ها را موظف می‌کند از مداخله صنعت دخانیات در سیاست‌گذاری‌های سلامت جلوگیری کنند  اسناد داخلی BAT نشان می‌دهد که تعاملات این شرکت با نهادهای دولتی ایران، مصداق بارز چنین مداخله‌ای بوده است.

این گاهشمار نشان می‌دهد که تصویب FCTC هیچ تغییری در الگوی تعاملات BAT با دولت ایران ایجاد نکرد. شرکت نه‌تنها از شدت فعالیت‌های خود نکاست، بلکه با گسترش دامنه همکاری‌ها، عملاً خود را در مرکز شبکه سیاست‌گذاری دخانی ایران تثبیت کرد.

۴-۵. پرونده کره شمالی؛ استراتژی «خروج صوری و تداوم پنهان»

بر اساس اسناد دادگاه منطقه کلمبی(۲۰۲۳)، BAT در سال ۲۰۰۷ اعلام کرد که فعالیت خود در کره شمالی را متوقف کرده است. اما تحقیقات نشان داد که این شرکت تا سال ۲۰۱۷ به فعالیت خود در این کشور ادامه داده و کنترل کامل بر تمام جنبه‌های تجاری خود را حفظ کرده بود. سازوکار این تداوم فعالیت عبارت بود از:

انتقال سهام شرکت تابعه به، یک هلدینگ سنگاپوری (بعدها شناسایی‌شده به‌عنوان) SUTL که از سال ۲۰۰۵ به‌عنوان توزیع‌کننده BAT در کره شمالی و سایر بازارهای آسیا منصوب شده بود.

استفاده از نظام بانکی بین‌المللی برای انتقال حدود ۴۱۵ میلیون دلار از کره شمالی به BAT و شرکت بازاریابی BAT در سنگاپور

حفظ کنترل عملیاتی بر تولید، برند و توزیع، علی‌رغم واگذاری صوری سهام.

نکته حائز اهمیت آنکه SUTL از دهه ۱۹۹۰ بارها به اتهام قاچاق محصولات دخانی متهم شده بود، اما تا امروز یکی از توزیع‌کنندگان اصلی BAT در آسیا باقی مانده است.

۴-۶. خروج BAT از ایران؛ مدیریت ریسک یا پایان اخلاقی؟

پس از نزدیک به دو دهه حضور مستمر و سودآور در ایران، بریتیش امریکن توباکو در سال ۲۰۲۱ اعلام کرد که «با واگذاری» شرکت تابعه خود، بی.ای.تی پارس، موافقت کرده است. این خروج در شرایطی رخ داد که این شرکت در ایران به اوج سودآوری خود رسیده بود. بر اساس گزارش نیم‌سالانه BAT در سال ۲۰۲۱، این شرکت در سال ۲۰۲۰ حدود ۱۱/۴ میلیارد نخ سیگار در ایران فروخته بود که درآمدی بالغ بر ۱۷۰ میلیون پوند و سودی حدود ۶۰ میلیون پوند به همراه داشت.

سه تحول کلیدی فضای کسب‌وکار در ایران را برای BAT دگرگون کرد:

۱. بازگشت تحریم‌های ایالات متحده در سال‌های ۲۰۱۸-۲۰۱۹ و خروج آمریکا از برجام

۲. وضع ممنوعیت واردات سیگارهای خارجی توسط دولت ایران در سال ۱۳۹۷

۳. افزایش حساسیت نهادهای نظارتی بین‌المللی نسبت به انطباق شرکت‌های چندملیتی با رژیم‌های تحریمی، به‌ویژه پس از آغاز تحقیقات وزارت دادگستری آمریکا درباره فعالیت BAT در کره شمالی.

در ۶ اوت ۲۰۲۱،  BAT اعلام کرد که بی.ای.تی پارس را به شرکت DTM ME FZE LLC واگذار کرده است. این شرکت، شاخه خاورمیانه‌ای گروه DTM مستقر در آلمان بوده و در منطقه آزاد امارات (UAE Free Zone) ثبت شده است، انتخاب این خریدار از چند جهت قابل تأمل است:

مناطق آزاد تجاری (FTZs) همواره یکی از کانال‌های آسیب‌پذیر زنجیره تأمین BAT در ایران بوده‌اند.

عدم شفافیت درباره مالکیت نهایی و ارتباطات بعدی با  BAT ؛ DTM ME FZE  به‌عنوان یک شرکت مستقر در منطقه آزاد، از حداقل الزامات شفافیت مالی و گزارش‌دهی برخوردار است.

تکرار الگوی کره شمالی؛ واگذاری به یک شرکت مستقر در منطقه آزاد امارات، این نگرانی را ایجاد می‌کند که الگوی «خروج صوری و تداوم پنهان» در ایران نیز تکرار شده باشد.

BAT در گزارش خود هیچ توضیحی درباره دلایل انتخاب این خریدار خاص، شرایط قرارداد، یا سرنوشت برندها، شبکه توزیع و ۱۱۹۲ پیمانکار و ۵۴ نماینده فروش خود در ایران ارائه نداد. این سکوت معنادار، راستی‌آزمایی ادعای «خروج کامل» را ناممکن می‌سازد.

 

۵. بحث و تحلیل

یافته‌های این پژوهش، تصویر پیچیده‌ای از حضور بریتیش امریکن توباکو در ایران ترسیم می‌کند؛ تصویری که در آن «همکاری رسمی با دولت» و «تداوم انحراف محصولات به بازار غیرقانونی» نه در تضاد با یکدیگر، بلکه به‌عنوان دو روی یک مدل کسب‌وکار عمل می‌کنند.

۵-۱. تحلیل مدل دوگانه BAT: همکاری رسمی و استمرار انحراف

نخستین و مهم‌ترین یافته پژوهش، استمرار حضور محصولات اصیل BAT در بازار غیرقانونی ایران است. اگر BAT از انحراف محصولات خود آگاه بود، چرا نتوانست یا نخواست این انحراف را متوقف کند؟ سه فرضیه قابل طرح است که ترکیبی از فرضیه دوم و سوم، بهترین تبیین را ارائه می‌دهد:

۱. فرضیه بیتفاوتی استراتژیک: BAT انحراف محصولات خود را تا زمانی که سهمش از بازار غیرقانونی از رقبا کمتر بود، به‌عنوان «مسئله» تعریف نمی‌کرد. بازار غیرقانونی نه یک تهدید، بلکه بخشی از فضای رقابتی تلقی می‌شد که تا حدی قابل تحمل است. BAT سهم خود از ITT را به‌طور مستمر رصد می‌کرد، اما تمرکز اصلی AIT بر کاهش سهم رقبا (KT&G)، (PMI) بود، نه حذف انحراف محصولات خود.

۲. فرضیه بهره‌برداری دوگانه: BAT از حضور هم‌زمان در بازار رسمی و غیررسمی سود می‌برد. حضور رسمی، مشروعیت، دسترسی به زیرساخت ITC و امکان لابی‌گری را فراهم می‌کرد. بازار غیررسمی (از طریق انحراف محصولات) نیز به حفظ سهم بازار، قیمت‌گذاری انعطاف‌پذیر و فشار بر رقبا یاری می‌رساند. در این سناریو، «کنترل کامل» نه ممکن و نه مطلوب بود؛ شرکت به سطحی از انحراف نیاز داشت که هم رقبا را تحت فشار بگذارد و هم هزینه شهرتی آن را از طریق «تعامل سیستماتیک» جبران کند BAT. انحراف را مدیریت می‌کرد، نه آنکه قربانی آن باشد.

۵-۲. تحلیل استراتژی AIT: پوشش مشروعیت یا ابزار رقابت؟

یافته‌ها نشان داد که استراتژی AIT BAT در ایران عمدتاً معطوف به «ساختن شهرت» برای شرکت بود، نه اصلاح آسیب‌پذیری‌های زنجیره تأمین. این یافته را می‌توان در چارچوب نظریه «پوشش مشروعیت» (Legitimacy Shield) تحلیل کرد.

شرکت‌های صنایع دخانی به‌دلیل سابقه طولانی در کتمان آسیب‌های سلامت و مشارکت در قاچاق، با کمبود مشروعیت مزمن مواجه‌اند. استراتژی AIT به این شرکت‌ها امکان می‌دهد:

خود را به‌عنوان بخشی از راه‌حل، نه بخشی از مسئله معرفی کنند؛

با دولت‌ها رابطه همکاری تعریف کرده و از جایگاه «تنظیم‌شونده» به «شریک» ارتقا یابند؛

برای دسترسی به تصمیم‌گیران و تأثیرگذاری بر سیاست‌ها مجوز کسب کنند.

آنچه در ایران رخ داد، نمونه کلاسیک چنین استراتژی‌ای است. BAT با برگزاری کنفرانس‌ها، آموزش گمرک، تأمین بودجه کمپین‌های آگاهی‌بخشی و اشتراک اطلاعات، خود را در موقعیتی قرار داد که نه در جایگاه متهم، بلکه در جایگاه کارشناس بنشیند. این جایگاه به BAT امکان داد:

روایت خود از «علت قاچاق» (رقبای فاقد حضور قانونی، تعرفه‌های بالا) را به نهادهای ایرانی تحمیل کند؛

فشار نظارتی را متوجه رقبا سازد؛

در مقابل، انتقاد از انحراف محصولات خود را به «همکاری گسترده با دولت» ارجاع دهد.

مقایسه با PMI و KT&G این تمایز را روشن‌تر می‌سازد. PMI تا ۲۰۱۰ هیچ حضور قانونی در ایران نداشت و تمام محصولاتش قاچاق تلقی می‌شد. KT&G با وجود حضور رسمی، سهم عظیمی (حدود ۵۵٪) از ITT داشت. BAT با سهم     ۶-۷٪ از ITT و حضور قانونی قدرتمند، در موقعیتی ایده‌آل برای ایفای نقش «شریک مسئول دولت» قرار داشت. AIT دقیقاً برای بهره‌برداری از همین موقعیت طراحی شده بود.

۵-۳. تحریم‌ها به‌مثابه زمینه و بهره‌برداری شرکتی

تحریم‌ها در این پژوهش نه به‌عنوان متغیر مستقل، بلکه به‌مثابه زمینه‌ای که استراتژی‌های BAT در آن شکل گرفته تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که BAT از تحریم‌ها به دو شکل بهره‌برداری کرده است:

۱. بهره‌برداری توجیهی:

BAT در گزارش‌های سالانه خود به ریسک‌های ناشی از تحریم اشاره می‌کرد، اما این افشاگری‌ها هرگز به کاهش فعالیت یا افزایش شفافیت در ایران منجر نشد. برعکس، ارجاع مداوم به «محیط پیچیده و پرریسک» بهانه‌ای برای عدم افشای جزئیات عملیاتی و مالی فراهم می‌آورد.

۲. بهره‌برداری ساختاری:

تحریم‌ها با محدود کردن نقل‌وانتقال مالی رسمی و پیچیده کردن تجارت قانونی، ارزش کانال‌های غیررسمی و واسطه‌های منطقه‌ای را افزایش می‌دهند. BAT با همکاری با گروه العقیلی در منطقه آزاد قشم و بعدها واگذاری BAT Pars به DTM ME FZE در منطقه آزاد امارات، از مناطق آزاد به‌عنوان گلوگاه‌های مقاوم در برابر نظارت بهره برد.

این یافته‌ها رابطه میان تحریم و استراتژی شرکتی را آشکار می‌سازد. تحریم‌ها نه صرفاً «محدودیت»، بلکه منبعی برای خلق کانال‌های انحصاری و افزایش قدرت چانه‌زنی شرکت‌هایی هستند که توانایی مدیریت این محیط را دارند.

۵-۴. الگوی رفتاری BAT در بازارهای تحریمی

مقایسه یافته‌های ایران با پرونده  کره شمالی و نیز تحولات بعدی در روسیه و بلاروس، الگوی رفتاری واحد BAT در مواجهه با تحریم‌ها را آشکار می‌سازد. این الگو را می‌توان در پنج مرحله خلاصه کرد:

مرحله نخست: ورود غیررسمی

BAT در هر چهار بازار (ایران، کره شمالی، روسیه، بلاروس) پیش از عادی‌سازی حضور، از قاچاق یا همکاری با واسطه‌های منطقه‌ای برای نفوذ اولیه بهره برده است.

مرحله دوم: عادی‌سازی و کسب مشروعیت

پس از ایجاد جای پا، BAT با انعقاد قراردادهای رسمی با دولت‌ها(ایران: ITC، بلاروس: Grodno Tobacco Factory   Neman، روسیه: تولید محلی)و تأکید بر «همکاری مسئولانه»، حضور خود را قانونی و مشروع جلوه می‌دهد.

مرحله سوم: مدیریت هم‌زمان بازار رسمی و غیررسمی

BAT در تمام این بازارها از کنترل ضعیف بر زنجیره تأمین و کانال‌های آسیب‌پذیر Duty Free، FTZ، واسطه‌های منطقه‌ای برای حفظ انعطاف‌پذیری تجاری بهره می‌برد. انحراف محصولات به بازار غیررسمی نه یک «نقص»، بلکه یک «ویژگی»
این مدل است.

مرحله چهارم: خروج صوری با حفظ نفوذ

در کره شمالی (۲۰۰۷) و ایران (۲۰۲۱)، BAT رسماً خروج خود را اعلام کرد، اما هر دو بار سهام شرکت تابعه را به واسطه‌ای منطقه‌ای SUTL، DTM ME FZE واگذار کرد که پیش‌تر نیز همکار تجاری BAT بود. در روسیه (۲۰۲۳)، BAT کسب‌وکار خود را به گروهی به رهبری مدیران ارشد سابق BAT روسیه فروخت.

مرحله پنجم: تداوم پنهان یا امکان بازگشت

در کره شمالی، BAT تا ۲۰۱۷ به فعالیت پنهان ادامه داد. درباره ایران و روسیه، زمان برای داوری قطعی زود است، اما ابهام در جزئیات واگذاری و انتخاب خریداران، احتمال تداوم الگو را تقویت می‌کند.

این الگوی واحد، روایت BAT درباره«انطباق و اخلاق» را به چالش می‌کشد. اگر پرونده کره شمالی «یک استثنا» بود، چرا الگوی خروج در ایران، روسیه و بلاروس همان ساختار را تکرار می‌کند؟

۵-۵. پیامدها و توصیه‌های سیاستی

یافته‌های این پژوهش، پیامدهای عملی متعددی برای سیاست‌گذاران ملی و نهادهای بین‌المللی دارد.

۵-۵-۱. توصیه‌ها برای سیاست‌گذاران

۱. استقرار سامانه ملی، مستقل و شفاف رهگیری و ردیابی (Track & Trace)

مهم‌ترین و فوری‌ترین اقدام، اجرای کامل پروتکل حذف تجارت غیرقانونی محصولات دخانی سازمان جهانی بهداشت و استقرار سامانه‌ای است که:

کاملاً مستقل از صنعت دخانیات اداره شود؛

داده‌های آن به‌صورت برخط در اختیار نهاد ناظر ITC، ستاد مبارزه با قاچاق، گمرک قرار گیرد؛

همه فعالان بازار (تولیدکنندگان داخلی و خارجی، واردکنندگان، توزیع‌کنندگان) را ملزم به ثبت جریان کالا از مبدأ تا خرده‌فروشی کند.

۲. بازنگری در نظام نظارت بر مناطق آزاد تجاری و کانال‌های Duty Free

مناطق آزاد طی سه دهه گذشته نقش پررنگی در انحراف محصولات دخانی به بازار غیرقانونی ایران داشته‌اند. ضروری است:

ثبت دقیق جریان کالا در FTZها با همان استانداردهای سرزمین اصلی الزامی شود؛

فروش محصولات دخانی در فروشگاه‌های Duty Free صرفاً به مسافران خروجی با ارائه مدرک سفر محدود و سقف مقداری آن به‌شدت کاهش یابد؛

هرگونه همکاری شرکت‌های داخلی با واسطه‌های مستقر در FTZهای خارجی (نظیر امارات) مشمول گزارش‌دهی شفاف به نهاد ناظر شود.

3. شفافیت در داده‌های بازار غیرقانونی

در حال حاضر، برآوردهای دقیق از حجم، ساختار و برندهای حاضر در تجارت غیرقانونی تنباکو عمدتاً در اختیار خود شرکت‌های فراملی است. دولت باید:

پیمایش‌های ملی مستقل و دوره‌ای برای اندازه‌گیری ITT با همکاری دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی معتبر طراحی و اجرا کند؛

نتایج این پیمایش‌ها را به‌طور عمومی منتشر و از انحصار اطلاعاتی صنعت خارج کند.

۵-۵-۲. مسیرهای تحقیقات آینده

این پژوهش با وجود بهره‌مندی از اسناد داخلی بی‌سابقه، با محدودیت‌هایی مواجه بود که پژوهش‌های آتی می‌توانند آنها را رفع کنند:

۱. بررسی تطبیقی رفتار TTCها در بازارهای تحریمی

مطالعات تطبیقی میان ایران، روسیه، بلاروس، کره شمالی و ونزوئلا می‌تواند الگوی رفتاری BAT و سایر TTCها را دقیق‌تر شناسایی کند.

۲. تحلیل جریان‌های مالی و نقش نظام بانکی

پژوهش درباره کانال‌های نقل‌وانتقال پول، نقش بانک‌های واسطه و شرکت‌های مستقر در FTZها برای تأمین مالی فعالیت BAT در ایران ضروری است.

۳. سرنوشت BAT Pars و برندهای آن پس از خروج

واگذاری BAT Pars به DTM ME FZE در ۲۰۲۱ یک «جعبه سیاه» است. پژوهش میدانی و حقوقی برای روشن کردن قراردادهای انتقال برند و فناوری، ادامه تولید تحت لیسانس، و سرنوشت شبکه توزیع و پیمانکاران ضروری است.

۴. تأثیر خروج BAT بر ساختار بازار و سلامت عمومی

خروج یک بازیگر مسلط از بازار قانونی می‌تواند به افزایش سهم رقبا یا بازگشت مصرف‌کنندگان به بازار غیرقانونی منجر شود. پژوهش درباره تغییر الگوی مصرف، قیمت‌ها و دسترسی پس از ۲۰۲۱ ضروری است.

 

۶. سخن پایانی

بریتیش امریکن توباکو نزدیک به دو دهه در ایران حضور داشت؛ مالیات پرداخت، با دولت همکاری کرد، اشتغالزایی نمود و در نشست‌های ضدقاچاق شرکت کرد. اما اسناد افشاشده روایتی دیگر نیز روایت می‌کنند: روایت محصولاتی که از مسیر رسمی منحرف و به بازار سیاه راه می‌یافتند؛ روایت استراتژی‌ای که «مبارزه با قاچاق» را به ابزاری برای شهرت‌سازی و فشار بر رقبا تبدیل کرده بود؛ و روایت خروجی که بیش از آنکه «پایبندی به اخلاق» را نشان دهد، «مدیریت به‌موقع ریسک» را اثبات می‌کرد.

این پژوهش مدعی نیست که BAT هرگز نقشی مثبت در بازار ایران ایفا نکرده است. شرکت دخانیات ایران از سرمایه و فناوری BAT بهره برد و توافقات ۲۰۰۲ تا حدودی بازار قانونی را سامان داد. اما مدعای اصلی آن است که همکاری داوطلبانه با صنعت، حتی در بهترین شرایط، نمی‌تواند جایگزین نظام‌های نظارتی مستقل، شفاف و مقاوم در برابر عدم تقارن اطلاعاتی و قدرت چانه‌زنی نابرابر شود.

آسیب‌پذیری زنجیره تأمین BAT در ایران، صرفاً نتیجه «ضعف مدیریت» یا «فساد توزیع‌کنندگان» نبود؛ بلکه بخشی ذاتی از مدل کسب‌وکاری بود که به شرکت امکان می‌داد همزمان از مزایای حضور رسمی (مشروعیت، دسترسی به زیرساخت ITC، لابی‌گری) و انعطاف بازار غیررسمی (حفظ سهم بازار، فشار بر رقبا) بهره ببرد. استراتژی AIT نیز نه برای اصلاح این مدل، که برای پوشش مشروعیت‌بخش آن طراحی شده بود.

خروج BAT از ایران پایان این ماجرا نیست. برندهایش ممکن است همچنان در بازار حضور داشته باشند؛ شبکه توزیعش به واسطه‌ای منطقه‌ای منتقل شده باشد؛ و الگوی رفتاریش در روسیه و بلاروس تکرار شود. اما مهم‌تر از ردگیری BAT، پرسش از ساختارهایی است که به چنین الگوهایی امکان ظهور و تداوم می‌دهند.

پاسخ در استقرار نظام‌های رهگیری مستقل و شفاف، شفافیت در داده‌های بازار و قراردادها، و تقویت ظرفیت نهادهای ملی برای راستی‌آزمایی ادعاهای صنعت نهفته است. شرکت دخانیات ایران تجربه‌ای گرانبها اما پرهزینه از دو دهه همکاری با BAT اندوخته است. اکنون زمان آن فرارسیده که این تجربه، نه صرفاً در قالب «درس‌های آموخته‌شده»، که در قالب بازطراحی بنیادین نظام حکمرانی دخانیات به کار گرفته شود.

تحریم‌ها، هرگز بهانه‌ای برای انفعال نیستند؛ بلکه واقعیتی‌اند که هوشمندی و انعطاف‌پذیری مضاعفی را طلب می‌کنند. تجربه BAT نشان داد که تحریم‌ها نه فقط «محدودیت»، که «منبعی» برای خلق کانال‌های انحصاری و افزایش قدرت چانه‌زنی شرکت‌های آشنا به مدیریت این محیط‌اند. سیاست‌گذار ایرانی باید بیاموزد که در کنار «تحریم‌هراسی»، «تحریم‌زدایی» را نیز مدیریت کند؛ شرکتی که از تحریم سود برده، به‌سادگی از آن دست نخواهد کشید.

در نهایت، این پژوهش تنها پنجره‌ای کوچک به روی فعالیت‌های پیچیده شرکت‌های فراملی دخانی در ایران گشود. پنجره‌های بیشتری باید گشوده شوند؛ اسناد بیشتری باید افشا و تحلیل گردند؛ و پژوهشگران بیشتری باید به میدان آیند. زیرا تجارت غیرقانونی محصولات دخانی نه یک مسئله صرفاً اجرایی یا پلیسی، که مسئله‌ای عمیقاً سیاسی، اقتصادی و حقوقی است؛ و حل آن نیازمند رویکردی میان‌رشته‌ای، نقادانه و مستقل از منافع صنعت است.

آیا نظام نظارتی ایران خواهد توانست از این تجربه برای استقرار الگویی مقاوم در برابر استراتژی‌های پیچیده شرکت‌های فراملی بهره گیرد؟ پاسخ به این پرسش، نه در لفاظی‌های رسمی، که در کیفیت نهادها، استقلال نظام رهگیری، شفافیت داده‌ها و بلوغ جامعه مدنی نهفته است. این گزارش، تلاشی است برای گشودن راهی که همچنان در آغاز آن ایستاده‌ایم.

ترجمه و تحقیق:حمید دهدارپور

منابع

BAT. (2006). AIT Update: Area EXCO, 15 May 2006.

سند داخلی افشاشده

BAT. (2010a). *AIT Business Case - Iran, July 2010.

سند داخلی افشاشده

BAT. (2010b). AME AIT report, 21 May 2010.

سند داخلی افشاشده

BAT. (2010c). Middle East Area, July 2010.

سند داخلی افشاشده

BAT. (2011a). Iran in the spotlight. Ezin: the e-magazine for EMEA, October 2011.

سند داخلی افشاشده، DOC-0000030022].

BAT. (2016). Base prospectus, 20 May 2016. Available from: https://www.bat.com

BAT. (2020a). *Delivering for today & investing in the future: Annual report and form 20-F 2019*. Available from: https://www.sec.gov

BAT. (2021). *Half-year report to 30 June 2021*. Available from: https://www.sec.gov

BAT. (2023a). BAT reaches agreement with U.S. Department of Justice and OFAC. News Release, 25 April 2023. Available from: https://www.bat.com

BAT. (2023c). Russia business update - sales completed. News Release, 14 September 2023. Available from: https://www.bat.com

Campaign for Tobacco-Free Kids. (2002). Illegal pathways to illegal profits: The big cigarette companies and international smuggling. Available from: https://www.tobaccofreekids.org

CRS (Congressional Research Service). (2022). Iran sanctions. Available from: https://fas.org

D.D.C. (2023). United States of America v. British American Tobacco P.L.C., Case No. 18 U.S.C. §§ 1344. U.S. District Court for the District of Columbia.

DOJ. (2023b). British American Tobacco to pay $629 million in fines for N. Korean Tobacco sales. U.S. Department of Justice, 25 April 2023. Available from: https://www.justice.gov

Financial Times. (2010). North Korea draws on tobacco for cash. 12 March 2010.

Financial Tribune. (2018). No cigarette imported into Iran in H1. 24 September 2018.

Gomis, B., Gallagher, A. W. A., Alebshehy, R., & Rowell, A. (2024). Sanctions and Illicit Trade: British American Tobacco’s Activities in Iran (2000-2014). Journal of Illicit Economies and Development, 5(1), 34-46. https://doi.org/10.31389/jied.223

Kollewe, J. (2007). BAT decides to pull out of North Korea. The Guardian, 9 June 2007.

TREAS. (2014). Treasury targets networks for facilitating Iran’s ballistic missile procurement. U.S. Department of the Treasury. Available from: https://www.treasury.gov

UKFTT. (2017). British American Tobacco v Revenue and Customs [2017] UKFTT 190 (TC). Available from: https://www.bailii.org

WHO. (2001). Coveting Iran: The infiltration and exploitation of Iran by global cigarette companies. World Health Organization.

WHO. (2017). Islamic Republic of Iran: Tobacco industry profile. World Health Organization.

WHO FCTC. (2013). Guidelines for implementation of Article 5.3. Available from: https://fctc.who.int