خاطرات سرلشکر علی اکبر ضرغام وزیر اسبق گمرکات و انحصارات و دارایی،
گذری بر تاریخ سیگارت سازی در ایران (قسمت دوم)
در شماره ۶۳ توتون صنعت قسمت اول خاطرات سرلشکر علی اکبر ضرغام وزیر اسبق گمرکات و انحصارات و دارایی منتشر گردید، در ادامه قسمت دوم این خاطرات را میخوانیم.
... دکتر فریدلیپ را با چهل هزار ریال حقوق درماه بعنوان مشاور عالی موسسه انحصار دخانیات استخدام کردم. او مقداری از این پول را خرج زندگی میکرد و چون از یکماه مرخصی سالیانه برخوردار بود با بقیه حقوق خود به آلمان میرفت و مرخصی خود را در یکی از آسایشگاههای بادن سپری میساخت و آنگاه با نیروی بیشتری به ایران مراجعت میکرد.پس از اینکه برنامه مربوط به بهبود کشت توتون و طریقه جلوگیری از کشت توتون نامرغوب را تصویب کردیم روی اصرار و ابرام مدیر کل دخانیات ایران برای بازدید به این موسسه رفتم ساعت 9 صبح به تنهایی راه موسسه انحصار دخانیات ایران را پیش گرفتم در وحله اول تغییر نمای ساختمان دخانیات توجه مرا جلب کرد چون از سیمان تگرگی که لابلای آنرا دوده و سیاهی فرا گرفته بود خبری نبود. وارد سالن طبقه اول شدم در آنجا نیز وضع را بصورت دیگری دیدم چون خیلی تمیز بود. بعضی از اتاقها را که سرکشی کردم به همین نحو از نظافت برخوردار بود و وقتی برای بازدید از قسمتهای مختلف کارخانجات حرکت کردم همه جا را شسته و رفته و بدون دوده و سیاهی دیدم و این کمال مطلوب من بود و لذت زیادی بردم چون آن دخانیاتی که در زمان مدیر کلی گمرک دیده بودم و مانند کارخانهای بود که سوخت آن مازوت و ذغال سنگ بود با این دخانیات و کارخانجات آن که شسته و رفته شده بود بکلی فرق و تفاوت داشت. تا آنروز من تاسیسات کارخانجات دخانیات را ندیده بودم و نمیدانستم چگونه سیگار ساخته میشود البته خاطراتی از زمان جوانی و کارخانههای دستی سیگار پیچی تهران داشتم قبل از ورود به موسسه انحصار دخانیات ایران تمام فکر من معطوف به تهران چهل سال قبل بود که درخیابانهای لاله زار و ناصریه با دست مشغول سیگار پیچی بودهاند از جمله درخیابان لاله زار چند مغازه بزرگ وجود داشت که یکی از آنها مغازه نکوئی بود که اختصاص به سیگار پیچی داشت و بادست سیگار تهیه میشد و بالای این مغازه نیز این شعر جالب نظر میکرد:
سیگارت نکوئی و نازپری رخان این هر دو در کشاکش دوران کشیدنی است
ماشینهای سیگارت سازی کارخانجات دخانیات ایران اکثرا ساخت آلمان بود که در سال 1316 نصب شده بود کارخانههای آلمانی برای این ماشینها فقط 10 سال گارانتی کرده بودند بنا براین میبایست در سال 1326 از گردش خارج شود و جای آنها را ماشینهای جدیدی بگیرد. تصور من این بود وقتی وارد یکی از سالنهای سیگارت سازی شوم به ماشینهائی رو برو میشوم که زوار در رفته بوده و مثلا دسته ماشین را با طناب بستهاند. از ساعت 9:15 صبح تا 11:30 که مشغول بازدید ماشینها بودم و برای اولین بار با نحوه کار ماشینها هم آشنائی پیدا میکردم چنین وضعی را ندیدم. وقتی کار بازدید از ماشینهای سیگارتسازی تمام شد به مهندسین دخانیات که همراه من بودند گفتم هیچ چیز به اندازه دلسوزی کارگران ایرانی من را تحت تاثیر قرار نداد برای اینکه تصوری جز شکسته وخراب بودن دستههای ماشینها و خوابیدن بعضی از ماشینها و کار نکردن آنها نمیکردم و حال از نزدیک دیدم چگونه این ماشینها حتی در زمان جنگ بینالمللی دوم که راهها بسته بود و لوازم یدکی به ایران نمیرسید بکار خود ادامه داد و هنوز هم از آنها بهرهبرداری میشود. در آن موقع 80 درصد محصول سیگار ایران را سیگارهای اشنو تشکیل میداد. وقتی مشغول باز دید از ماشینها بودم بالای سر یکی ازکارگران ایستاده وبا دقت طرز کار ماشین را مینگریستم میدیدم چگونه نوار کاغذ در حرکت است و توتونها از بالا به روی کاغذ میریزد و سپس کاغذ لوله میشودو چسب میخورد وبعد به صورت یک سیگار دراز در میآید و آنگاه یک میله تیز فلزی به طور خودکار این سیگار دراز را قطعه قطعه میکند و به صورت سیگارهای معمولی در میآید و سپس در قوطی جای میگیرد. به کارگری که مشغول نظارت بر کار این ماشین بود گفتم آیا میتوانی سیگار کینگ سایز بسازی؟ گفت کینگ سایز چیست؟ گفتم از همان سیگارهای قاچاق خارجی که اندازه آن با سیگارهای ایرانی فرق دارد یعنی کمی بلند تر است.در جواب گفت با این ماشینها نمیشود که سیگار به قد واندازه سیگارهای خارجی ساخت.
با دست سیگارهای بلند را به او نشان دادم و سپس توجه او را به آن میله فلزی که سیگار را قطعه قطعه میکرد معطوف داشتم گفتم خوب و به آسانی با همین ماشینها میتوان سیگارمحصول ایران را طبق استاندارد جهانی ساخت و اما به یک شرط و ان اینکه میله فلزی که سیگار را میبرد تند کار نکند تا اینکه چندمیلیمتر بلند تر به قطع بدنه سیگار بپردازد و یا اینکه سیگار دراز را کمی تند تر حرکت بدهید که میله کمی بلندتر از اندازه فعلی آن را قطعه قطعه نماید.
از این کارگر قول گرفتم پیشنهاد مرا امتحان کند و اگر خالی از اشکال فنی بود از این به بعد سیگار را به بلندی سیگار کینگ سایز بسازد.
بخاطر دارم عصر همان روز که در وزارت خانه مشغول به کار بودم خبر آوردند بستهای از انحصار دخانیات آورده اند و وقتی بسته را باز کردم دیدم تعدادی سیگار است و آورنده خاطر نشان نموده بود قد این سیگارها به اندازه سیگارهای خارجی میباشد که با همان ماشین به وسیله همان کارگر ساخته شده است. همچنین اضافه کرد این تغییر اندازه در ظرف اندک مدتی صورت گرفت و مستلزم خرج هم نبود و به آسانی سیگار اشنو را میتوان طبق استاندارد بین المللی ساخت. باید توضیح بدهم تا آن موقع 86.5 درصد سیگار ایران را اشنو تشکیل میداد و 13.5 در صد بقیه عبارت بوده از سیگار سبز و آبی گرگان و سیگار هما و به غیر از این هیچ نوع سیگاری دیگری در دخانیات ساخته نمیشد. وقتی بازدید از کارخانجات موسسه انحصار دخانیات ایران به پایان رسید به مهندسین دخانیات که در این باز دید اینجانب را راهنمایی کرده بودند گفتم حاضر و آماده میباشم تا هر نوع کمکی را برای توسعه تاسیسات دخانیات بعمل آورم آنها در جواب گفتند اگر طرحهای ما را قبول کنید باعث بهبود وضع کارخانجات میشود. انها سه طرح داشتند یکی مدرنیزه کردن کارخانجات، دیگر خرید کارخانه تمام اتوماتیک و سومی کارخانه نیکوتین سازی.گفتم هر سه پیشنهاد شما را قبول میکنم و عملی میسازم در آن وقت بودجه برای عملی ساختن این طرح وجود داشت چون مدتی قبل دولت پنجاه میلیون دلار از بانک اکسپرتایمپورت آمریکا وام دریافت کرده بود که بهره آن پنج درصد بوده است. این پول را بین سازمانهای انتفاعی تقسیم نمود تا به مصرف احتیاجات خود رسانیده و اقساط و بهره وام را به طور مرتب پرداخت نمایند از جمله به انحصار دخانیات ایران مبلغ چهار میلیون دلار از همان محل وام پنجاه میلیون دلاری داده شد ولی انحصار دخانیات ایران این پول را به مصرف توسعه تاسیسات خود نرسانید و دست نخورده موجود بود.
یک نفر آلمانی به نام روشر که تا قبل از شهریور 1320 در ایران اقامت داشت و زبان فارسی را خوب فرا گرفته بود مجددا به ایران آمد و سعی وافر داشت این وام را برای خرید کارخانجات سیگارت سازی از آلمان غربی اختصاص بدهد و هر رور نیز به موسسه انحصار دخانیات مراجعه میکرد و خود را نماینده رسمی کارخانجات سیگارت سازی آلمان معرفی مینمود. مراجعات این شخص در روزهای آخرباعث مزاحمت شد و عجیب اینکه یک نفر نبود که به او بفهماند چهار میلیون دلار را نمیتوان به مصرف خرید کارخانه در آلمان غربی رسانید بلکه طبق قرار داد وام که دولت ایران امضا نموده فقط میتوان پنجاه میلیون دلار را در امریکا به مصارف گوناگون از قبیل خرید کارخانه و لوازم صنعتی رسانید.توضیح آنکه چندی قبل از تاسیس وزارت گمرکات و انحصارات از طرف دولت اقدام به خریداری چندین دستگاه ماشین جدید سیگارت سازی از آلمان غربی شد و آنروز که من به بازدید دخانیات رفتم این ماشینها را که هنوز از بسته بندی خارج نشده بود در گوشه و کنار محوطه داخلی مشاهده کردم.
وقتی احساس کردم با ماشینهای قدیمی بیش از این نمیتوان بهره برداری کردتصمیم گرفتم از محل چهار میلیون دلار وام دریافتی از بانک اکسپرت ایمپورت یک کارخانه بزرگ ودر عین حال مدرن سیگارت سازی از آمریکا خریداری کنم.شاید خوانندگان گرامی سالنامه دنیا اطلاع نداشته باشند در دنیا فقط یک کشور سازنده بزرگترین و بهترین و مجهزترین کارخانه سیگارت سازی میباشد و آن کشور امریکا و اسم کارخانه هم (اما فاگو) میباشد.این کارخانه فقط در لندن دارای شعبه بوده که نظیر ماشین آلات ساخته شده در کارخانه مرکزی خود در آمریکا را در آن شهر میسازد. البته در سایر کشورهای مترقی و صنعتی جهان نیز کارخانه سیگارت سازی تولید میشود ولی ماشینهای این کارخانجات به پای ماشینهای ساخت کارخانه امافاگو آمریکا نمیرسد.
یکی از مدیران کل وزارت گمرکات و انحصارات محمد فاطمی بود که مدتی هم مدیر کل دارایی ارتش بوده است. فاطمی به فرانسه خیلی خوب آشنا بود ولی انگلیسی نمیدانست. یکی از مهندسین کارخانجات دخانیات ایران بنام مهندس قلی زاده بود که انگلیسی میدانست. فاطمی و قلی زاده را برای خریداری کارخانه سیگارت سازی از کارخانجات امافاگو آمریکا انتخاب نمودم و آنها را به آمریکا فرستادم. قبل از اینکه بطرف آمریکا حرکت نمایند از فاطمی خواستم ضمن مذاکره با مدیران و مسئولان کارخانه از آنها تقاضا کند ماشین قوطی سازی را قبل از ماشینهای دیگر تحویل ایران بدهند برای اینکه هدف من این بود چند نوع سیگار جدید وارد بازار نمایم که علاوه بر محتوی یعتی مرغوبی سیگار شکل ظاهری آن هم مورد پسند مصرف کننده قرار گیرد. فاطمی به همین نحو عمل کرد و در مراحل اول مذاکره با مدیران کارخانه در واشنگتن درباره ماشین قوطی سازی و احتیاج فوری و مبرم ایران به آن صحبت کرد و آنها نیز بلافاصله یک ماشین مدرن قوطی سازی را با هواپیما به تهران حمل کردند که کرایه حمل آن از واشنگتن به تهران بالغ بر هفتصد و بیست هزار ریال شده بود که کمپانی آمریکایی پرداخت کرد. درباره فاطمی و نحوه انجام ماموریت او در آمریکا چند هفته بعد نامه رسمی از سفیر کبیر ایران در آمریکا دریافت نمودم که خاطر نشان ساخت مدیران کارخانه امافاگو آمریکا در ملاقات و مذاکره با فاطمی تصور کرده بودند او یکنفر غیر ایرانی بوده و سمت مستشاری را عهدهدار است چون به قدری در کار خود دقیق بوده و جزئیات قرارداد را از انگلیسی به فرانسه ترجمه شده بود مورد بررسی قرار داده که به چند ایراد مهم برخورد کرده و آنها را به مدیران کارخانه تذکر داده و رفع ایرادها را که به مواد قرارداد خرید بوده خواستار شده که البته مورد قبول مدیران کارخانه قرار گرفته و طبق نظر فاطمی به تهیه قرارداد خرید پرداخته اند. مخارج سفر یکماهه فاطمی و مهندس قلی زاده به آمریکا اعم از بلیط رفت و برگشت به روی هم بمبلغ دویست و چهل هزار ریال شده بود و بخاطر دارم موقعیکه برای اعزام این دو نفر به آمریکا موضوع را در هیئت دولت مطرح کردم تا اجازه داده شود یعنی تصویبنامه در این باره صادر گردد یکی از وزرا به مخالفت پرداخت مخصوصا روی نام (قلی زاده) تکیه کرد و گفت این دیگر کیست و من در جواب گفتم برای اینکه او پسر "قلی" است !
سیگار شاه پسند:
اولین محصول جدید دخانیات را بلافاصله پس از اینکه تهیه و آماده شد در جیب گذاشته و به پیشگاه شاهنشاه شرفیاب شدم تا به نظر ملوکانه رسانیده و در صورت تصویب اجازه تهیه مقدار بیشتری از محصول جدید داده شود. من قبل از اینکه شرفیاب شوم نام این محصول را هم انتخاب نمودم و پس از اینکه بار یافتم و قوطی محتوی سیگار جدید را تقدیم کردم شاهنشاه پس از ملاحظه یک عدد قوطی سیگار را از داخل آن درآورده و من باب امتحان چند پک به آن زدند و سپس سوال فرمودند نام این سیگار را چی گذاشته اید؟
عرض کردم. ؛ شاه پسند.
فرمودند.: شاه نمیپسندند.
عرض کردم از این به بعد شخصا به مراقبت میپردازم و انقدر امتحان خواهد شد و چندین بار نمونههای آن تقدیم میشود تا مورد پسند شاهانه واقع شود. بهمین نحو نیز عمل کردم و کار من این بود توتون بهتری در تهیه سیگار جدید بکار برود. چنانکه هر وقت جلسه هیئت دولت در پیشگاه شاهنشاه منعقد میشد و یا در جلسات شورای عالی اقتصاد که ریاست عالیه آن با شاهنشاه بود تعدادی قوطی از سیگارهای جدید را با خود به جلسه برده و قبل از اینکه شاهنشاه وارد تالار جلسه شوند روی میز و مقابل هر یک از وزیران و اعضای شورا قرار میدادم و یکی از قوطیها نیز تقدیم شاهنشاه میشد.
در یکی از جلسات شاهنشاه سوال فرمودند چرا مزه سیگار ایران تلخ است.عرض کردم مربوط به نوع توتون ایران میباشد. فرمودند اسانس چرا زده نمیشود تا معطر شود ؟ به عرض رسانیدم توتون شرق از جمله ایران اسانس نمیگیرد ولی در عوض شاید مولد سرطان نباشد و اضافه نمودم چون اروپاییها و آمریکاییها با معتادین سیگار شوخی میکنند و آنها را از سیگار میترسانند بنده هم برای بهتر جلوه دادن توتون ایران باید به شوخی به آنها بگویم سیگار ساخت ایران مصون از سرطان است.
شاهنشاه سپس پرسیدند آیا ایرانیها شکایتی از این نوع سیگار ندارند و مثلا نمیگویند چرا رگه تلخ دارد ؟عرض کردم عینا مانند چای که به صورت دبش مینوشند یعنی مورد سیگار هم رگه تلخ برای آنها چندان ناراحت کننده نمیباشد.فرمودند آیا میشود کاری کرد که به توتون ایران اسانس زد و همچنین علت چیست که نیکوتین نمیگیرد؟ عرض کردم به علت رگه تلخ میباشد که نمیگیرد و در مورد اسانس هم بعضی آز سیگارهای خارجی را برای اینکه خوش عطرنمایند مقدار کافی کنیاک با توتون مخلوط میکنند که در موقع دود کردن این نوع سیگار به وسیله معتادین بوی کنیاک حتی به مشام کسانی که اهل دخانیات نمیباشند به خوبی میرسد و در خصوص نیکوتین به استحضار رسانیدم امتحان کردیم و نتیجه چندان مثبتی نگرفتیم. ولی تمام امید ما به توتون ویرجینیاست که هم اکنون در جمعه بازار گیلان کشت میشود در آن موقع مقدار دو هکتار از زمینهای جمعه بازار گیلان زیر کشت توتون ویرجینیا قرار گرفته بود که یک تن محصول میداد استان گیلان سابقه ۹۰ ساله در کشت توتون دارد و اصولاً توتون به آب و هوای مرطوب احتیاج دارد و نباید به بوته توتون آب داد چنانچه آب فراوان که به بوتههای توتون در رضاییه داده میشد برگهای توتون علاوه بر اینکه بزرگ میشد نوع توتون هم مرغوب نبود اولین سیگاری که بعد از سیگار شاه پسند که البته این سیگار اصولاً به بازار نیامده چون مورد پسند شاهنشاه واقع نشده بود سیگار خیام بوده است که به مراتب از سیگاری که میخواستیم نام شاه پسند آن بدهیم بهتر بوده است.
....ادامه دارد