توتون؛ ماده اولیهای با هزینه فرصت بالا
کشاورز برای انتخاب کشت هر محصول، یک محاسبه اقتصادی انجام میدهد.حداکثر سازی سود با در نظر گرفتن محدودیتهای زیاد. سود در هکتار حاصل ضرب قیمت محصول در تناژ برداشت یا همان عملکرد منهای هزینههای تولید است.محدودیتها هم شامل سرمایه،زمین، بذر،آب،نیروی کار،ادوات و ماشین آلات و... بنابراین توتون باید بتواند در رقابت با سایر محصولات کشاورزی، بازده اقتصادی قابل قبول ایجاد کند تا در محاسبات کشاورز بتواند در الگوی کشت قرار گیرد. این همان نقطهای است که سیاست خرید شرکتهای دخانی اهمیت پیدا میکند. اگر قیمت خرید توتون متناسب با رشد هزینههای تولید نباشد، کشاورز به تدریج سطح زیرکشت را کاهش خواهد داد. اگر قیمت افزایش پیدا کند اما پرداخت با تأخیر انجام شود، بخشی از جذابیت اقتصادی محصول از بین میرود. و اگر قیمت مناسب باشد اما درجهبندی و کیفیتسنجی برای کشاورز شفاف نباشد، ریسک اقتصادی همچنان باقی میماند. بنابراین اقتصاد توتون را نمیتوان با یک عدد ـ یعنی «قیمت خرید هر کیلو» ـ سنجید. شاخص واقعی و مبنای تصمیم کشاورز توتون کار، درآمد کشاورز پس از کسر هزینههای تولید، مزیت رقابتی آن در الگوی کشت در مقایسه با سایرمحصولات و ارزش زمانی پول است.
افزایش قیمت خرید؛ کافی نیست
در سال ۱۴۰۵ افزایش نرخهای خرید توتون یکی از مهمترین ابزارهای حمایت از تولیدکننده بوده است. همچنین پرداخت مساعده کشت و تأمین برخی نهادهها در مناطق تولیدی دنبال شده است. این سیاستها از منظر اقتصادی قابل دفاعاند، زیرا بخشی از سرمایه در گردش کشاورز را تأمین میکنند و ریسک ورود او به کشت را کاهش میدهند. اما یک نکته نباید نادیده گرفته شود:
افزایش قیمت اسمی با افزایش درآمد واقعی تفاوت دارد.
اگر هزینه کارگر، کود، سم، انرژی، حملونقل، آبیاری و فرآوری نیز افزایش یافته باشد، بخشی از افزایش قیمت خرید صرف جبران افزایش هزینه تولید خواهد شد. بنابراین در ارزیابی سیاست حمایتی امسال باید به جای مقایسه صرف نرخ خرید با سال گذشته، پرسید:
حاشیه سود واقعی توتونکار نسبت به سایر محصولات کشاورزی چه تغییری کرده است؟
این همان شاخصی است که میتواند توضیح دهد چرا یک کشاورز سطح کشت توتون را افزایش یا کاهش میدهد.
نقدینگی؛ متغیر فراموششده اقتصاد توتون
در اقتصاد کشاورزی، زمان پرداخت به اندازه قیمت اهمیت دارد. فرض کنیم کشاورز محصول خود را با قیمت مناسبی به فروش رسانده است؛ اما دریافت وجه چند ماه به تأخیر بیفتد. در این حالت، کشاورز مجبور است برای تأمین هزینههای زندگی و کشت بعدی از منابع دیگر استفاده کند. به بیان اقتصادی، تأخیر در پرداخت، هزینه سرمایه در گردش کشاورز را افزایش میدهد. از همین رو، سیاست پرداخت نقدی و سریع بهای توتون میتواند اثری بسیار فراتر از رضایت عمومی داشته باشد.
پرداخت سریع باعث میشود کشاورز:
بدهی خود را تسویه کند؛
سرمایه فصل بعد را تأمین کند؛
وابستگی کمتری به واسطهها و منابع غیررسمی داشته باشد؛
و با اطمینان بیشتری وارد کشت سال آینده شود.
بنابراین اگر هدف، توسعه کشت داخلی است، سرعت گردش پول در زنجیره توتون باید به یکی از شاخصهای عملکرد صنعت تبدیل شود.
چرا تنوع توتون یک مزیت اقتصادی است؟
یکی از نقاط قوت تولید داخلی، تنوع اقلیمی کشور و امکان تولید تیپهای مختلف توتون است. ویرجینیا، بارلی و باسما سه تیپ مهم در برنامه تولید توتون کشور هستند که هر یک ویژگیهای متفاوتی دارند و در مناطق مختلف قابلیت کشت دارند. استان گلستان در این میان اهمیت ویژهای دارد؛ چراکه هم سابقه تولید توتون دارد و هم امکان کشت تیپهای مختلف را در مناطق گوناگون فراهم میکند. در کنار گلستان، استانهایی مانند گیلان، مازندران، آذربایجان غربی و کردستان نیز سابقه و ظرفیت تولید دارند. این تنوع از نظر اقتصادی اهمیت دارد، زیرا صنعت را از وابستگی کامل به یک منطقه یا یک رقم خاص دور میکند. اما تنوع، زمانی مزیت اقتصادی است که زنجیره فرآوری و بازار متناسب با هر تیپ نیز وجود داشته باشد. اگر محصولی تولید شود که صنعت امکان مصرف یا فرآوری اقتصادی آن را نداشته باشد، افزایش تولید الزاماً ارزش اقتصادی ایجاد نمیکند.
مسئله اصلی؛ تولید بیشتر یا تولید ارزانتر و باکیفیتتر؟
در سیاستگذاری بخش توتون نباید گرفتار یک اشتباه رایج شد: افزایش تناژ را بهتنهایی معادل موفقیت دانست. برای صنعت، یک تن توتون با کیفیت پایین الزاماً ارزش اقتصادی یک تن توتون باکیفیت مطلوب را ندارد. از این منظر، هدف باید افزایش ارزش تولید به ازای هر هکتار باشد، نه صرفاً افزایش حجم تولید.
این هدف از مسیرهای مختلف قابل دستیابی است: افزایش عملکرد در واحد سطح، کاهش ضایعات، اصلاح ارقام، بهبود عملآوری، آموزش کشاورز و افزایش سهم برگهای باکیفیت. در چنین شرایطی، حتی اگر سطح زیرکشت ثابت بماند، افزایش بهرهوری میتواند نیاز صنعت به ماده اولیه داخلی را بهتر تأمین کند.
اقتصاد کشت بدون اقتصاد آب و انرژی کامل نیست
توتون نیز مانند هر محصول کشاورزی دیگر تحت تأثیر هزینه آب، انرژی و نیروی انسانی قرار دارد. در مناطق مختلف کشور، محدودیت آب میتواند به یکی از عوامل تعیینکننده اقتصاد کشت تبدیل شود. بنابراین توسعه توتون باید بر مبنای مزیت منطقهای صورت گیرد. به عبارت دیگر، نباید صرفاً پرسید «کجا زمین برای کشت وجود دارد؟» باید پرسید: کجا تولید توتون با مصرف آب، هزینه نیروی کار، کیفیت خاک، شرایط اقلیمی و زیرساخت عملآوری، بیشترین بازده اقتصادی را ایجاد میکند؟ این تغییر نگاه میتواند به تدریج کشاورزی توتون را از یک فعالیت سنتی به یک کشت اقتصادی مبتنی بر داده و مزیت منطقهای تبدیل کند.
کشاورزی قراردادی؛ ابزار کاهش ریسک
یکی از بهترین ابزارها برای مدیریت اقتصاد توتون، کشاورزی قراردادی است. قرارداد خرید به کشاورز اطمینان بازار میدهد و در مقابل، صنعت را از نظر دسترسی به ماده اولیه قابل برنامهریزی میکند. اما قرارداد زمانی مؤثر است که فقط «تعهد خرید» نباشد.
یک قرارداد اقتصادی واقعی باید مشخص کند:
چه رقمی کشت شود؟
چه میزان محصول مورد انتظار است؟
چه نهادهای تأمین میشود؟
قیمت چگونه تعیین میشود؟
درجهبندی بر چه اساسی انجام میشود؟
وجه چه زمانی پرداخت خواهد شد؟
هرچه این متغیرها شفافتر باشند، ریسک تولید برای کشاورز و ریسک تأمین برای صنعت کمتر خواهد شد.
قیمت توتون و رقابت با واردات
از منظر صنعت، تولید داخلی زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بتواند بخشی از نیاز به مواد اولیه خارجی را با کیفیت و هزینه قابل رقابت تأمین کند. البته مقایسه قیمت داخلی و خارجی نباید صرفاً بر اساس قیمت خام برگ انجام شود. هزینه حملونقل، تعرفه، نرخ ارز، کیفیت، فرآوری، زمان تحویل و ریسک تأمین نیز باید در محاسبه وارد شود.
به همین دلیل، سیاست حمایت از تولید داخلی باید به گونهای طراحی شود که هم اقتصاد کشاورز را حفظ کند و هم اقتصاد کارخانه را. اگر قیمت خرید داخلی بیش از حد پایین باشد، تولیدکننده انگیزه کشت را از دست میدهد؛ اگر هزینه ماده اولیه داخلی بدون توجه به بهرهوری افزایش یابد، فشار آن در نهایت به صنعت منتقل خواهد شد. راهحل، نه سرکوب قیمت خرید است و نه افزایش نامحدود آن؛ راهحل، افزایش بهرهوری زنجیره است.
قاچاق؛ رقیب پنهان تولید رسمی
قاچاق دخانیات معمولاً از منظر درآمدهای دولت و سلامت جامعه بررسی میشود، اما یک ضلع اقتصادی دیگر نیز دارد: آسیب به بازار رسمی و زنجیره تولید داخلی. هرچه سهم بازار غیررسمی افزایش یابد، امکان برنامهریزی برای تولید قانونی، سرمایهگذاری در زنجیره تأمین و پیشبینی تقاضا دشوارتر میشود. در چنین شرایطی، حمایت از تولید داخلی توتون نمیتواند جدا از سیاست مقابله با قاچاق باشد. اگر صنعت قرار است برای کشاورز قرارداد ببندد، محصول او را خریداری کند، فرآوری انجام دهد و سرمایهگذاری کند، باید در مقابل از یک بازار رسمی و قابل پیشبینی برخوردار باشد.
کشاورز باید از «قیمت» عبور کند و به «درآمد» برسد
شاید مهمترین تغییر در نگاه به سیاست خرید توتون همین باشد. کشاورز به دنبال بالاترین قیمت اسمی نیست؛ او به دنبال بیشترین درآمد مطمئن و قابل پیشبینی است. اگر قیمت بالاتر باشد ولی هزینه تولید نیز به همان نسبت افزایش یافته باشد، سود واقعی تغییر چندانی نمیکند. اگر قیمت مناسب باشد ولی پرداخت با تأخیر انجام شود، بازده سرمایه کشاورز کاهش پیدا میکند. اگر پرداخت سریع باشد ولی کیفیتسنجی شفاف نباشد، ریسک فروش افزایش مییابد. بنابراین مجموعه این عوامل باید در کنار یکدیگر دیده شوند.
پایان مرداد؛ زمان ارزیابی نیست، زمان پرسش است
در پایان مردادماه، هنوز برای قضاوت نهایی درباره عملکرد فصل خرید ۱۴۰۵ زود است. آنچه اکنون میتوان ارزیابی کرد، جهت سیاستها است؛ نه نتیجه نهایی آنها. افزایش حمایت مالی، توجه به مساعده کشت، تلاش برای پرداخت بهموقع و برنامهریزی برای خرید بیشتر، میتواند نشانه حرکت در مسیر تقویت تولید داخلی باشد. اما نتیجه زمانی مشخص خواهد شد که در پایان فصل خرید بتوان به چند سؤال پاسخ داد:
آیا سطح زیرکشت افزایش یافته است؟
آیا عملکرد در واحد سطح رشد کرده است؟
آیا کیفیت برگ بهبود یافته است؟
چه میزان از مطالبات بهموقع پرداخت شده است؟
درآمد واقعی کشاورز نسبت به سایر محصولات چه تغییری کرده است؟
و مهمتر از همه: آیا کشاورز برای سال آینده، توتون را به عنوان یک انتخاب اقتصادی جذابتر از گذشته میبیند؟
سخن آخر
اقتصاد توتون ایران امروز در نقطهای قرار گرفته که تصمیمهای کوچک میتوانند نتایج بزرگی ایجاد کنند. یک درصد افزایش بهرهوری، یک ماه کاهش زمان پرداخت، کاهش ضایعات، بهبود کیفیت برگ یا توسعه یک رقم متناسب با اقلیم میتواند در مقیاس ملی، ارزش قابل توجهی ایجاد کند. به همین دلیل، سیاست آینده نبایدصرفا فقط بر «افزایش خرید» متمرکز باشد؛ بلکه باید بر افزایش بهرهوری کل زنجیره توتون تمرکز کند.
از مزرعه تا گرمخانه، از گرمخانه تا مرکز خرید، از مرکز خرید تا کارخانه و از کارخانه تا بازار؛ هر حلقهای که ناکارآمد باشد، بخشی از ارزش اقتصادی محصول را از بین میبرد. اکنون فصل خرید در حال آغاز است و کشاورز منتظر نتیجه ماهها کار خود است. صنعت نیز منتظر برگ توتونی است که بتواند نیاز خود را با کیفیت، قیمت و استمرار مناسب تأمین کند. در این میان، بهترین سیاست آن است که منافع کشاورز و صنعت در مقابل یکدیگر قرار نگیرند، بلکه سودآوری کشاورز به بخشی از مزیت رقابتی صنعت تبدیل شود. زیرا در نهایت، صنعت دخانیات بدون کشاورز پایدار نیست و کشاورز نیز بدون بازار مطمئن نمیتواند تولید پایدار داشته باشد.
اقتصاد توتون از مزرعه آغاز میشود؛ اما سودآوری آن تنها زمانی محقق میشود که تمام زنجیره، از بذر تا بازار، اقتصادی باشد.
حمید رستمی
سردبیر